مرتضى راوندى
166
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
انتقام بگيرند . پس از آنكه مختار بن ابو عبيدهء ثقفى در سال 56 به خونخواهى حسين بن على ، بهپا خاست و به نام محمد حنفيه عليه بيدادگران قيام كرد ، تمام بردگان و موالى ( آزادشدگان ) به يارى او برخاستند . مختار ، على رغم بنى اميه ، به آنان اجازه داد كه سوار اسب شوند و از غنيمتهاى جنگى سهم ببرند . شمارهء بندگان و موالى در سپاه مختار به مراتب بيش از آزادگان بود و تنها اين جماعت بودند كه از صميم قلب با بنى اميه و قاتلان حسين جنگ مىكردند . مختار به يارى اين سربازان فداكار ، تمام قاتلان حسين را كشت . وقتى كه مردم كوفه از مختار گله كردند كه چرا موالى را با ما برابر كردى ، او گفت آيا شما حاضريد در ميدان جنگ تا دم آخر با من باشيد و با امويان و عبد اللّه بن زبير بجنگيد ؟ بنى اميه زناشويى زنان عرب را نيز با موالى قدغن كردند . همين كه والى مدينه شنيد كه يكى از موالى دخترى از بنى سليم گرفته ، سر و ريش و ابروان داماد را تراشيد و او را دويست تازيانه زد و طلاق دختر را از او گرفت . در صدر اسلام هم عربها بسيارى از تعصبات خود را حفظ كردند ؛ چنان كه سلمان فارسى دختر عمر را خواستگارى كرد و با اينكه عمر قول مساعد داد ، عبد اللّه پسر عمر برآشفت و از عمرو عاص چاره خواست . عمرو عاص نزد سلمان رفت و گفت اى سلمان شنيدهام كه خليفه از نظر تواضع و فروتنى نسبت به احكام الهى حاضر شده است به تو دختر بدهد . اميدوارم مبارك باشد . سلمان كه مرد مغرور و شرافتمندى بود ، گفت اگر مىخواهند براى خدا به من دختر بدهند ، از عروسى در مىگذرم . شعرا نيز جنون ملى و نژادى اعراب را دامن مىزدند . ابو بحير ، خطاب به مردى بحرينى كه دختر خود را به يكى از موالى داده بود ، چنين گفت : آيا مرد ميان شما كم بود كه دنبال زارع و تاجر رفتيد و به بردگان سفيد و سياه و رومى دختر داديد . . . اين براى شما ننگ است . . . موالى نمىتوانستند دختر خود را بدون اجازهء اربابان سابق شوهر بدهند . خواستگاران بايد نخست نزد مولى بروند و از او كسب اجازه نمايند . همين مظالم چنان كه ديديم موالى را بر آن داشت كه به يارى بنى عباس ، برخيزند و حكومت را از بنى اميه بگيرند . » « 70 » پس از روى كار آمدن عباسيان ، وضع موالى تغيير كرد ، پايتخت به عراق كه مركز شيعيان بود منتقل گرديد . منصور موالى و غلامان را به كارهاى مهم مملكتى گماشت . هرگاه كه مهدى بن منصور براى مشورت انجمن مىكرد ، قبل از هركس با موالى سخن مىگفت و در ساير كارها نيز موالى مقدم بودند و در نتيجه همهء كارهاى دولتى به دست ايرانيان افتاد . وزيران ، سرداران ، حاجيان ، دبيران ، واليان همه موالى و ايرانى بودند و مانند مقام خلافت ، مقام آنها ارثى شده بود و از پدر ، به پسر به ارث مىرسيد و بسيارى از خاندانهاى ايرانى ؛ مانند خاندان برمك ، خاندان وهب ، خاندان قحطبه ، خاندان سهل ، خاندان طاهر و غيره ، سالها در وزارت و
--> ( 70 ) . همان ، ص 110 به بعد ( به اختصار ) .